سال صفری
 

- آسانیا!

 

بابک خرم دین

 

پ.ن:

معادل ( به بذر کلاغ) میباشد، از نوع مودبانه!‌ گفتم بگیم زین پس! کلنٍ زندگی...آسانیا! واقعن آسانیا! میفهمی؟ آسانیا!

...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ - رها

 

Alas

 

 



...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ - رها

 

- الم نشرح لک صدرک؟

- نخیر!

...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ - رها

 

همه چیز بصورت با مزه ای به هم ریخته. من بصورت با مزه ای رفتارهایم را عوض کرده ام. بصورت با مزه تری شیوه ی زندگی بذری ام هم تغییر کرده. بصورت بامزه تر تری هم مرتکب کارهای خلاف عادت میشوم. بصورت بامزه گونه ای هم کاری از دستم بر نمیآید، از عقلم هم. دنیا بامزه است. زندگی بامزه است. رویه ی من بامزه است. تصمیماتم بامزه هستند. حرفهایم بامزه. محتوای حرفهایم بامزه تر. این وبلاگ به هم چنین!‌ این پست هم به همچنین تر!‌

 

پ.ن:

خب حالا به جای هر (بامزه) ای که میبینید، کلمه ی (بذری) را جایگزین کنید! 

...

کامنتدونی()        اتصالات        شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱ - رها

 

خب. یکوقتهایی هم هست که آدم باید خیلی سعی کند تا بتواند بین خودش و یک خر لنگ تفاوتی بیابد. 

 

پ.ن:

با تمام (من بر گاو ده) بودن هایش، تابستان لطفن زودتر بیاید بیزحمت .

...

کامنتدونی()        اتصالات        جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ - رها

 

شنبه/ کلاس چهارصد و چهل و سه

استاد به نقل از چرچیل:

همیشه صرفه جویی مفید نیست. چینی ها خواستن تو مصرف شمع صرفه جویی کنن، شبا زودتر خوابیدن. نتیجه این شد که دچار افزایش جمعیت شدن! 

دونشجویان پوینده: متفکر

 

پ.ن:

میخواستم بگم لطفن چراغاتون همیشه روشن باشه. چهل چراغاتونم همینطور. بی زحمت اگه ممکنه لوستر ها رو هم روشن بذارین بمونه. قبض برقتون با من کلن! 

...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ - رها

 

 دیدم یه گیلاس شراب بود. کلی فکر کردم بخورمش یا نه. یعنی بیشتر داشتم فکر میکردم من که الان میخوام برم خیر سرم نماز بخونم، شراب خوردنم چه میره آخه؟ بعد از کلی تفکر و اینا به این نتیجه رسیدم که باشه حالا! بذار بخورم که آدمی است و تجربه های بذری اش! خوردمش، یه نفس. بعدش گمون میبردم لابد آدم باید مست بشه و داشتم فکر میکردم چرا من نشدم و فاز نشاط برم نداشته!

گذشته از تفسیر فرویدی خواب و به قول تو آنکانشس در حد فارسی وان، دارم به این فکر میکنم که این خواب، چقدر بیست و دو سال و اندی زندگی منه. زندگی منه.

...

کامنتدونی()        اتصالات        شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۱ - رها

 

میدانی؟ خیلی بد است که واقعیت توپ شود محکم بخورد توی صورت شما. یعنی اگر سیب شود و از روی شاخه محکم روی سرتان بیفتد یا تبدیل به ته خیار شود و مستقیم برود توی حلق شما خیلی بهتر از اینست که توپ شود محکم بخورد توی صورتتان. شما هرچقدر هم آدم واقع بینی باشید این توقع را ندارید که واقعیت توپ شود محکم بیاید توی صورتتان. با مرکزیت دماغتان آنهم. امروز واقعیت توپ شد محکم خورد توی صورت من. آنهم نه توپ شاهین و شقایق. نه. از این توپ های چهل تکه ی تو پر. محکم خورد توی صورتم با مرکزیت دماغ.

...

کامنتدونی()        اتصالات        سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱ - رها