سال صفری
 

خب. راستش؟ راستش هیچ جوره از تعویض وبلاگ خوشم نمیآید. دوست ندارم اصلن. دوست دارم آدم آرشیوش را که نگاه میکند ببیند از هشت هزار سال پیش که شروع کرده وبلاگش را عوض نکرده است.

بعدش ببیند که چقدر تغییر کرده. چقدر عوض شده در این مدت. همین من. پست های سال  هشتاد و هفتم را که میبینم...خب. آدمی است دیگر. حالا اگر مثل من شترسان هم باشد که دیگر بدتر. 

اینجا را دوست دارم. با همه داغون بودنش دوست دارم. بر کامنت های دوپهلوی دور و اطرافی هم که در ذم انتشار روزانه نویسی و خصوصی نوشتن افراد در وبلاگست وقعی نمی نهم. چون یاروها دلیل پشتش را نمیدانند. و به درک که نمی دانند. و من هم حالش را ندارم که برایشان توضیح بدهم. و فقط سر تکان میدهم برایشان.

اسم نویسنده ی وبلاگ برای این (رها) انتخاب شد که قرار بود با خیال راحت بنویسد. در فکر قید و بندی نباشد که مینویسد. خودش را سانسور نکند وقتی مینویسد. قرار بود رها بنویسد. که نشد. البته سر خل بازی ها و کم تجربگی ها و خرسندی های بیهوده ی خودم هم شد که نشد.

این اواخر خودم نبودم اصلن. یعنی باورت نمیشود که چقدر پست درفت داشتم و یکجورهایی احتیاط میکردم از آپ کردنشان. همین خسته ام کرد. دوست داشتم راحت بنویسم. دوست داشتم رها باشم و بنویسم.

برای همین هرچند که دوست دارم اینجا را ولی ناچار میشوم به رفتن. البته قصد پاک کردن و نیست و نابود کردن اینجا را ندارم.

برای آنهایی که همدیگر را میشناسیم سوء تفاهم نشود. طبیعتن اگر بخواهند حتمن آدرس وبلاگ دیگرم را بهشان خواهم داد. صرفن از حضور سه چهار نفر احساس راحتی نمیکنم و بابت همین ناگزیرم از تعویض وبلاگ با همه ی پرهیزی که از این کار داشته ام و دارم.

گمانم پست آبگوشتی آخر وبلاگ همین بود. خوشم نمیآید راجع به آخرین پست و خداحافظی و از این برنامه ها بگویم. این روزها به شدت گریزانم از هر گونه حس نوستالژیکی که آدم را به گاو میدهد، به اشد وضع. 

...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ - رها

 

و ما ابری نفسی و لا ازکیها

که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است!

سعدی

...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱ - رها

 

والا راستش نیاز به یک اثاث کشی داریم. جهت اینکه بتوانیم زرهایمان را بزنیم، راحت. البته به شدت از تعویض وبلاگ و خونه به خونه شدن و اینا کراهت داریم اما اخیرن آنقدر بیچاره شده ایم که به غزلیات  شیخ گوگولی مان سعدی پناه آورده ایم! وات اور میخواهیم بنویسیم از یک مجرای خاص باید گل بگیریم و مسدودش کنیم. طبیعتن بعد از امتحانات معظم از این پست های آبکی خدانگهداری آپ خواهیم نمود و دست و پایمان را جمع و جور خواهیم کرد. بله شم!

...

کامنتدونی()        اتصالات        دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱ - رها

 

سعدی آن نیست 

ولیکن،

چو تو فرمایی

هست!

 

پ.ن:

گفته بودی همه زرقند و فریبند و فسوس!

...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۱ - رها

 

هیچکی عروض قافیه بلد نی بره جا من امتحان بده؟ پس این وبلاگ به چه دردی میخوره آخه؟!

پ.ن:

باید به جا وبلاگ ارزانسرا راه مینداختم. کارم بهتر میگرفت، ولله تاللهٍ!

...

کامنتدونی()        اتصالات        چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱ - رها

 

سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو

چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو

نزدیک او دیگر مرو

نززدیک او

دیگر مرو

دیگر

مرو!

 

پ.ن:

من میروم ای بی بصر؟ او میکشد قلاب را!

...

کامنتدونی()        اتصالات        چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱ - رها

 

- آسانیا!

 

بابک خرم دین

 

پ.ن:

معادل ( به بذر کلاغ) میباشد، از نوع مودبانه!‌ گفتم بگیم زین پس! کلنٍ زندگی...آسانیا! واقعن آسانیا! میفهمی؟ آسانیا!

...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ - رها

 

Alas

 

 



...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ - رها