سال صفری
تقیه!

پروردگار جونم!

آخر این همه اخبار ساعت 6 و 7 و 8 و 9 شبکه های سیمای میلی و مهم تر از همه بیست و سی دم دست بودند، حالا عدل باید این شبکه ی اجنبی بی بی سی پرشیا ما را پخش می نمود خیر سرش؟ ایشالا پارازیت پوزه اش را به خاک بمالد! ایشالا بلای برفک از بیست و سی دور باشد و بیفتد به جان بی بی سی پرشیا! چطوری دارند دستی دستی مای دونشجو رو ستاره دار می کنند! حالا درست است که ستاره ی دانشجو مدال افتخاره ولی عجله که نداریم هنوز ترم سه می باشیم به خدا! اینجوری بخواهد پیش رود ما تا مدرکه رو بگیریم سرشانه هایمان پر از مدال شده و تبدیل به ژنرال گشته ایم!

- به جان خودم من اگه نیت سویی داشتم اون روز! خدا شاهده که رفتیم یه شاخه گل از دست برادران سپاهی بگیریم و بیایم! اینم که ظاهرآ تموم شده بود جاش باتوم و گازاشک آور داشتن!

- رایانه ام بترکد اگر که ماهیت ضدآمریکایی"!" 16آذر رو درک نکرده باشم! ای وای بر من اگه فریفته ی این عمال آمریکایی ها و انگلیسی های مکار شده باشم و- زبانم لال و دستانم چلاق -از زیر پرچم ولایت آقا خارج شده باشم! اسفا بر من!

*** تقیه را حال کردید؟!!!

--------------------------------------------------------

اصولآ من تو این اجتماعات آماده ی آبغوره گیری هستم. چند تا صحنه بدجوری رو احساسات ما راه رفت:

- وقتی وانت حامل غذای مزدوران لعنت ا.. علیهم و مزدورات لعنت ا.. علیهن رسید، آشپزهایی که وظیفه ی کشیدن غذا را به عهده داشتن با دست صورتشون رو پوشونده بودن و سرشون رو انداخته بودن پایین. خصوصآ دوتاشون که جوونتر بودن. بدجور رفت رو مخمان.

- یکی از لیدرها می گفت بیش تر  ا.. اکبر بگیم. هیچی مثل این مزدوران -فی الجهنم محشور شوند انشاءا.. -رو آزار نمیده.

- وقتی بچه ها دیدن جماعت مزدور دست بردار نیستن و دارن بچه ها رو تحریک می کنن تا برخورد پیش بیاد یه سریشون زنجیره درست کردن و بین ما و اونا قرار گرفتن. پشت به اونا و با لبخند به ما.

- وقتی بهش گفتن اینجا مزدور زیاد است و بهتر است شعار ندهد، عصبی شد. گفت تنهایی هم که شده باشه شعار میدم. و شعار داد. ماسک هم نداشت. عصبی و ناراحت بود. همراهیش کردیم و صدا پیچید. تنها نبود دیگر.

%%%

ما نمی دانستیم تا این حد بانوان بالای چهل سال دانشجو داریم! فقط نمی دانیم چرا کارت دانشجوییشان را یادشان رفته بود بیاورند و به جایش یه کارت آبی دستشون بود!

 

...

کامنتدونی()        اتصالات        جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۸ - رها