سال صفری
تیتردونیش خالیه

خبر رسیده یکی از اساتید که رسمآ در این ترم تازه گذشته از دهان ما تونل توحید ساخت فک و فامیل "ممد علی توقیف" می باشیده. البته در ترم آینده هم در خدمتشان هستیم تا فعالیت راه سازی اش را به صورت حرفه ای دنبال کند! تدریس که  شکر خدا بلد نیست. وارد کلاس که میشود مثل کوالا میچسبد به صندلی و تکان نمی خورد تا یک ساعت و نیم بگذرد. بعدش صد صفحه میدهد برای جلسه ی بعد بخوانیم و دمبش را می گذارد روی کولش و تشریف نحسش را میبرد.

 شانس را دارید؟ حاضریم قسم بخوریم که ما آخرش در غلط گزاری رجانیوز مشغول به کار و عروس فاطمه رجبی میشویم. عروسی مان را در بیت آقا برگزار می کنیم. ماه عسل هم مشرف میشویم ونزوئلا. احتمالآ اسم شازده ی مان را هم محمود بگذاریم. چطورست؟

--------------

خلاصی نوشت:

بالاخره امتحانات منحوس به درک واصل شدند. ما هم رسمآ  *pipify نمودیم رفت!

* به ارواح آستینمان قسم که تنها نیت ما از چرندنویسی گسترش فرهنگ در میان جماعت خوشه ای خصوصآ دونشجو جماعت بوده. این pipify  را هم جایگزین فعل شنیع و بی تربیتانه ی ....... نمودیم که جماعت بعد از امتحان دادن می گویند و منظورشان همان قهوه ای کردن برگه هایشان بودیده بوده!

pipify .verb

pipified. adjective

pipification. noun

Raha Pipified her exam/ how pipified your answer sheet was/Happy pipification day

-----------------

برف نوشت:

به جان رها قسم این مخزن های شن مسخره ای که شهرداری هر جا تونسته ولو کرده  اگر سر به نیست گردند ، فیلتر آسمان هم میشکند و برف میبارد...از نوع 86 ای اش!

...

کامنتدونی()        اتصالات        چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸ - رها