سال صفری
تیک اســـــــــــــــــاتید !

خدا رو شکری الان تقریبآ همه ی اساتید یه جورایی "os-man"  -بخونش( اْس من )ترجمه کن به هر چی که به نظرت مناسبه !- می باشند!

یعنی پدیده ی منگلیسم به شدت توشون تو چشم می زنه و...حالا یکی عادت داره پشتشو هی بخارونه ، اون یکی هی زبونش رو در میاره ، یکی دیگه ناخودآگاه بهت چشمک می زنه ، اون یکی دستش لای دو تا از دکمه های بلوزشه و خیلی چیزای دیگه که ما دیدیم و به روی خویش نمیاریم و از این حرفا ! اما یه تیک توی همشون وجود داره و اونم اینه که اگه باهاشون چشم تو چشم بشی " ابدآ اهمیت نداره که طرف استادت باشه یا نباشه یا اصلآ واسه یه رشته ی دیگه باشه و ..." حتمآ باید یه سلام /خسته نباشیدی  حواله شون کنی !

میگی نه ؟! همین امروز برو چشم تو چشم یکیشون بشو ولی هیچی نگو . استاده به طور اتوماتیک لبخند می زنه ، برات سر تکون میده ، بهت سلام می کنه یا حالتو می پرسه یا ازت تشکر می کنه ! و بعد..از کنارت رد میشه !

ته نوشت :

می خواهیم در جهت بهبود وضعیت هلدونی سواری و واسه این که یه مسافر برحق هلدونی شویم و مثل حالا چون مربا آلو نباشیم که از ترس له شدن زیر انواع چکمه های پاشنه بلند قید ردیف اول وایسادن رو بزنیم و مثل شیربرنج جماعت ، اون گوشه موشه ها از ترس بانوان قوی اندام یل نژاد دژم اخلاق وایسیم تا پنج بار هلدونی دراز بی هنر بیاد و پر بشه و از مقابل نگاه حسرت بار ما رد بشه و ما نتوانیم سوارش شویم  ، برویم کلاس کاراته ای ، کونگ فویی ، بوکسی ، بادی بیلدینگی ، چیزی !

...

کامنتدونی()        اتصالات        یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧ - رها