سال صفری
عاشورایی دیگر هم !

خب...

یه عاشورای دیگه هم گذشت جهت این که ....

بریم ببینیم کجا غذای بهتری داره تا ما هم تو همون جا عزاداری کنیم !

آلاگارسون کرده بریم تو هیئت زنجیر بزنیم یا بریم دسته های عزاداری  رو تماشا کنیم و شماره بدیم و شماره بگیریم !

بیایم ببینیم که دوست پسرمون رفته زیر علم  یا پسره بره زیر علم که دوست دخترش ببینتش!

به بهونه ی رفتن به امامزاده و حسینیه مامان بابا هه رو بپیچونیم و رسمآ کوچه پس کوچه های شهر رو آباد کنیم !

با دوستامون تو خیابونا پرسه بزنیم و یه دل سیر جماعتی از جنس مخالف رو بنگریم و متلکی حواله ی شان کنیم و عشوه شتری ای نصیبمان کنند !

با انواع ظروف یک بار مصرف غذای نذری فضای شهر رو به گند بکشیم !

سر یکی دو پرس غذای اضافه گرفتن گیس و گیس کشی راه بندازیم !

تمام توجیهمان برای ایستادن درهمه ی صفوف غذای نذری این باشد که " قربون آقا برم . غذاش شفاس "!

سر این که کی بره زیر علم و کی بخونه و کی سینه بزنه تو دسته های "عزاداری" ! دعوا راه بندازیم!

که وسط گریه و به خیال خودمون فیض "!" بردن از مراسم موبایلی که حتی زحمت سایلنت کردنش را به خودمان نداده ایم صدایش بلند شود و به شوهرمان بگوییم که سر کوچه منتظرمان باشد یا به خانوممان اطلاع دهیم که سه پرس غذا را یک تنه گرفته ایم . خیالش تخت باشد !

که داریم سینه می زنیم اما نگاهمون به .........

که داریم اشک می ریزیم اما حواسمون به .........

که زنجیر زن حسینیم اما نیت مون که ........

چون به حماقت خودم ایمان دارم اصلآ نمی خوام این متن طوری به نظر بیاد که انگار احساس فرهیختگی بهم دست داده ! از هر گونه جوی که مثل سگ پاچه ام رو بگیره بدم میاد اما دلم نیومد هیچ پستی نذارم . چند سالیه فقط شب تاسوعا برای عزاداری از خونه خارج میشم . جای مورد علاقه ام قبرستون یکی از امامزاده هاست که خوشبختانه غیر از جماعت محترم اهل قبور و من و ماه و آسمون کسی اون جا نیست . من نمی دونم این چه عزاداری کردنیه ...چه روضه هاییه ...که ما که حداقل تو دوران بچگی دنبال مامان و بابا راه افتادیم و رفتیم هنوز دقیقآ نمی دونیم فرق بین عمر و ابن زیاد و شمر چیه ؟ طفلان مسلم که میگن کی بودن و اصلآ بعد از عاشورا شهید شدن یا قبلش؟ اصلآ کل قضیه چی بوده ؟! خیلی بخوان بهمون بگن میگن که احیای امر به معروف و نهی از منکر !

اما خوب می دونیم که امام حسین شب عاشورا خار و خس رو  از کنار خیمه ها جمع می کرده تا فرداش تو پای بچه های یتیم نره ... که بچه های کوچیک تنشون رو , رو خاک داغ گذاشته بودن که تشنگیشون برطرف شه ... که اون " نانجیب " طبق گفته ی مداحان معظم که من نمی دونم یه سریشون چه جوری قراره اون دنیا جواب " تحمیق مردم" رو بدن , گوشواره رو از گوش حضرت رقیه بیرون کشیده ...

همین چند شب پیش مداحه می گفت امام حسین به خدا تو لحظه ی آخر گفته که من و تو با هم قرار گذاشتیم که اگه من به عهدم وفا کنم تو هم شیعیان منو نجات بدی ! با این حساب باید بگیم خدا بد قولی کرده ! کی گفته شیعیان نجات پیدا کردن ؟ اگه یه عاشورای دیگه راه بیفته , حاضرم قسم بخورم که همون هفتاد و دو نفر هم پیدا نمیشن !

دوشنبه شب " شب تاسوعا" داشتم برمی گشتم کرج . جاده واقعآ شلوغ بود . خصوصآ به سمت جاده چالوس و رشت ! یکی از مسافرا گفت : " مردم همیشه در صحنه ی ایران برای همدردی با مردم غزه دارن میرن شمال " !!!

پس پشت پا نویس یک :

همراه اول پیامک فرستاده است که : " در راستای پیام مقام معظم رهبری و حمایت از مردم غزه با ارسال مبلغ کمک " تومان" به شماره ٩٠٠١ , مبلغ اهدایی به قبض شما افزوده می شود !!!

یکی نیست بهشون بگه بابا صد رحمت به آنخ ماهو ! خیلی مردین مبلغ آبونمان و اون بدهی که ما آخرش هم نفهمیدیم از کجاشون در میارن و تو قبضا می نویسن رو بذارین جهت حمایت از مردم غزه !

پس پشت پا نویس دوم :

از تمام عزیزانی که درخواست ما را در پست قبلی لبیک گفته اند , طی پست آتی تشکر به عمل خواهیم آورد. نقدآ مخلصیم !!!

ته نوشت :

ما هم پرچانه می باشیم ها ! خسته نباشید !   

 

 

...

کامنتدونی()        اتصالات        پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٧ - رها