سال صفری
روننده ی هلدونی !

دو چهارشنبه ی گذشته اندرون هلدونی کاملآ راحت لمیده بودیم . از قضا , روننده ی هلدونی بسی مودب بود . یعنی به جای آن که برسد سر هر ایستگاهی قبل از این که بگوید کدام جهنم دره ای توقف کرده مقادیری خمیازه و اهن و اوهون تحویلمون بده یا گلوش رو اول یه سیفون  حسابی بکشه, هی مسافران عزیز و محترم بارمون می کرد و ما ها هم که بی جنبه ! ثانیه شماری می کردیم که هی به ایستگاه ها برسد و ما صدایش را بگوشیم !

وقتی رسیدیم ایستگاه   کرج طرف برگشت گفت : مسافرین عزیز و گرامی , ضمن آرزوی شبی خوش برای شما...ایستگاه کرج !

خدا ما و چند عدد دخمل دیگر را ببخشد. به محض این که طرف اینو گفت ما زرتی زدیم زیر خنده و گفتیم احتمالآ  این فکر نموده که به جای هلدونی چینی , دارد توپولف روسی هدایت می کند و ...

بعدش ما خیلی شرمنده شدیم ! فهمیدیم ظرفیت نداریم بهمان احترام بگذارند. فهمیدیم حقمان همان است که برایمان گلویشان را سیفون بکشند . فهمیدیم که نادم گشته ایم . در نتیجه الان به صورت اورژانسی به دنبال شماره موبایل طرف همی می باشیم که با ایشان به صورت مستقیم تماس گرفته و طلب بخشش کنیم ! بقیه اش هم به خودمان مربوط است!

* می گوییم بعضی از این روننده های هلدونی , به چشم برادری - نه بی افی -! , اگر هم ورودی ما بودند بد نمیشدا !!!نیشخند

فرداش نوشت :

به ما که هیچ ربطی ندارد ! یعنی نهایت خزی است که سال اولی باشی بیفتی دنبال این جور کارها ! اصلآ ما هم جزء آن هایی هستیم که تا زیر شلواری اوباما رو هم ستایش می کنن و قرار نیست رای بدن و شعارشون "یا رجوی یا هیچ کس "و "ولیعهد , ولیعهد , حمایتت می کنیم " هست ! اما رسمآ حالشو بردیم که خاتمی اومد! از همین تریبون هم سوزیدگی دمب رقبایش را خواستاریم!!!

 

...

کامنتدونی()        اتصالات        یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ - رها