سال صفری
ولنتاینتم !

خب ... خدا را سپاس !   که این  ولنتاینه , والنتاینه , چیه ؟! همون ! بالاخره رفت پی کارش !

خوبست دیگر! یک مقدار مناسبات عربی را پاس می داریم, یک مقدار هم مناسبات غربی ! یک نوروز برایمان مانده ! البته با روندی که پیش گرفته ایم احتمالآ زین پس به جای نوروز , کریسمس را جشن می گیریم ! عید پاک چطورست ؟! بگیریمش؟!

 پنجم اسفند که " سپندارمذگان " است را به بند کفشمان " به قول ژوله " هم حسابش نمی کنیم اما بر خود حرام کرده ایم اگر یک { چیز } قرمز ، - حالا چی باشد مهم نیست . فقط هر چیزی که هست  قرمزش باشد -  را روی صورت طرف پرتاب نکنیم . آن هم در حالی که رویش نوشته ایم " ولنتاینتم ! "

در ایران کهن، یک جشن بهاری زنان بوده که در آن روز زنان از آزادی بیشتری برخوردار بودند و بویژه دختران «دم بخت» به همسرگزینی تشویق می شدند و از این رو این جشن را «مردگیران» می نامیدند.
سپس تر با نفوذ بیشتر مذهب این جشن نخست تغییر ماهیت داده و جشن زنان شوهردار شده و این دسته زنان در آن روز از شوهران خود به پاس یکسال پارسایی و خانه داری و شوهردوستی هدیه می گرفتند، تا اینکه همین نیز رفته رفته فراموش شده است.
ما که همه جوره پایه ی سپندارمذگان هستیم . اولندش  که زنه فقط کادو می گرفته و کادو نمی داده و دومندش  هم زنه کادو می گرفته فقط و سومندش هم چنان که ذکر شد و چهارمندش چون " ایرانی " است و ما هم به شدت مام وطن و خاک وطن و اینا!
ولیکن که  یه ابهامی است این وسط :
این جا که گفته دختران دم بخت بیش تر آزاد بودند و به همسر گزینی تشویق می شدند چه منظوری داشته ؟! شاید اون روز از گشت ارشاد خبری نبوده !  شاید اون روز تاکسی مرسی فراوون بوده ! شاید اون روز دختران تشویق می شدن برن تو ماشین پلاک سیاسی و بغلدست دبیر اول دفتر حفظ منافع آمریکا در سفارت سوئیس بشینن و هیچ احدالناسی هم چوب در آستین شان نکند ! خدا عالم است ! ما که نمی دانیم!
بوق بوق :
فکر کردی چون برام هیچ پیامی نیومده که بگه " ولنتاینتم ! " دستم سوخته و میگم ولنتاین  بو میده ؟! آره ؟! این جوری فکر کردی ؟! برو خجالت بکش !!!
در گوشی نوشت :
همه ی این حرفایی که در ذم ولنتاین گفتیم زر مفت بوده ! اگر کسی هدیه ای ، چیزی واسه ما خریده ، در همین کامنتدانی مان بگذاره . دستش هم درد نکنه ! ولنتاینشم!!!
 
 
 
...

کامنتدونی()        اتصالات        شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ - رها