سال صفری
چرندیجات....از نوع پراکنده اش !

* می شود سه تفاوت  بین آبگرمکن و اساتید دروس عمومی بیابید ؟! ما که بس قاصریم!

* این روزها دهانمان تونل شده است از بس گریسته ایم . کسی راهی سراغ ندارد که باعث یبوست چُشمانمان گردد ؟!!!

* دعا کنید که چهارشنبه آخرین روز در سال منحوس ٨٧ باشد که ما به این دونشکده ی ملعون پا می گذاریم . این روز ها بلانسبت عفیفه بودنمان ، همچون اناث آبستن شده ایم و با حضور در دونشکده ی خراب شده راه به راه تهوع مان می گیرد!!!

* حالا  که هیچ کس  ما را دریا نمی برد و قرار است که عیدی  در  کلبه ی خویش   stuck  باشیم ، قصد داریم لحاف و تشک مان را در وبمان پهن نموده و راه به راه آپ نماییم ! ضمنآ می خواهیم لیدریت " leader+ یت مصدر ساز " جماعت در خانه کپیده را به عهده گرفته و به صورت دسته جمعی دست به دامان خدا جونمان شویم تا آن هایی که به سفر رفته اند ، ددر زهرمارشان شود ! عقده ای هم خودتانید!!!

*سال ٨٧ تمام شد و ما - که الهی هر چه زودتر روی تخت مردشورخانه رویت شویم- تمام نشدیم ! روز نشدیم ، به درک ! هفته نشدیم ، به جهنم ! ماه نشدیم ، به فنجان نسکافه ! فصل نشدیم ، به پفک با طعم ماهی ! اما کاش حداقل سال شده بودیم که سر ٣۶۵ روز به اتمام می رسیدیم ! ای که مردشور ما و " بودن" مان را ببرد !

* از این آهنگ viva la vida یک جورایی خوشمان می آید . احمدی نژادست هر که پندارد ما داریم افه پوست پیازی*** می آییم ! ما محالست که یک آهنگ " درویش" شکیلا جانمان را با کلهم اجمعین آلبوم های این coldplay   اجنبی exchange  نماییم!

***کلمه و ترکیب تازه :

افه پوست پیازی :

collocation / informal / esp used in chert writing

مفروضست که اگر عشوه ی شتری غلیظ ترین نوع عشوه باشد ، افه ی پوست پیازی فجیع ترین فرم افه خواهد بود .

لغت نامه ی رها معین پور دهخدا آبادی

زهر نوشت :

این روز ها فقط هستم ! فقط " هستم " !‌ همین !!!

 

...

کامنتدونی()        اتصالات        دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧ - رها