سال صفری
پست دراز چونه !

والا ما رو که از وقتی به دونشکده نمیریم استثمار کردن ...در حال حاضر بعد از  شستن دو فروند فرش احساس نرم تنی می کنیم ناجور ! حس می کنیم که هیچ استخوانی در تن و بدنمان موجود نمی باشه ... مردشور ما را ببرند که احساس گردآفرید بودن نکنیم ! یکی نیست به ما بگوید آخه مصیبت ! عتیقه ! مرغ! تو که برای  یک  موال  تکانی ناقابل ،  سه ساعت خلق ا.. را  پشت در معطل می کنی  و بعدش احساس خستگی می کنی چنانی و بسانی که انگار هفت تا زائو را طی هفت دقیقه فارغ نموده ای  ، چه مرگت بوده که طی اقدامی داوطلبانه دو فروند فرش که حداقل از زمان پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ، یک قطره آب بر حسب تصادف رویشان نریخته را می شستی ؟!

چرندینات :

 این مشاوران  آدم شاسخین کن عقیده دارند که به هر چه فکر کنی همان می شود ! ما تصمیم گرفته ایم به جای هر چه ، به هر که فکر کنیم ! قرارست پیوسته رو مود مدیتیشن باشیم و به یک آقای سی و شش هفت ساله ترجیحآ بیوه ،  نحس اخلاق ، سوار بر پرادو ، کلید خانه ی دروس در دست ، کلید ویلای رامسر در جیب ! بیندیشیم ! باشد که همانی شود که ما می اندیشیم!

*** آهای ! آهای ! ....هل خودتی !!!

دونشکده ی طیب و طاهر ما : 

کی می گه دونشکاه جای کسب علم و دونشه ؟! هر کی گفته غلط خورده ! طبق اطلاعات رسیده از یک منبع موثق ، در پشت دونشکده ی ما خبرهاست ، اساسی ! قصد داریم بعد از عید یک سری آن حوالی ها بزنیم ! اولندش که زنده ی زنده است ! ثانیندش هم که مثل کانال های خنگ ماهواره حالگیری نمی کند که پسورد بخواهد!  تازه ، می خواهیم برویم به مدیریت سلف دونشکده بگوییم دیگر این قدر پول زبون بسته را خرج خرید لیمو نکند  ، یا  حداقل برود از یه مغازه ی دیگر که لیموی موثر تری دارد خرید نماید! یا ارواح خاک عمه اش به کل بی خیال این لیمو شود که هیچ اثری در دونشجویان شوریده  ندارد!

پیش عیدی نوشت :

اگه این آخرین پستم تو سال 87 بود ، پیشاپیش new year تون happy باشه ! در حین خوردن بادام  ، یاد ما کنید و اگر چنین نکنید از ته دلمان آزومندیم که بادومه تلخ از آب در بیاید و حالتان را  بگیرد !

...

کامنتدونی()        اتصالات        چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧ - رها