سال صفری
جوراب سبز !

والا الان همه می فرمایند ناامید نشینا ! می فرمایند سکوت نکنینا ! می فرمایند اگه عقب بشینین دیگه کاری ازمون بر نمیادا. می فرمایند خرداد رو یادتون نره که مثل تیر 78 بشه ها .

خب   عزیزان ، مجاهدین ، مبارزین ، انقلابیون ، چشم ! چشم اراذل ! چشم خس و خاشاک ! ولی شما را به ارواح آستین تان بفرمایین چه غلطی کنیم ‍؟! هان ؟!  

اصلآ من که دارم می روم بپیوندم به مسعود رجوی و از اصحاب و نزدیکانش شوم  . شما بمانید و این پیشوای مودب و قانونمدار و جنتلمنتان . فقط یادتان نرود که هر جمعه ناخنتان را بگیرید و دستمال و لیوان و صابون فراموشتان نشود . با همدیگه هم دوست و مهربان باشید و دست هم در دماغتان نکنید .

بعدنش حداقل من این کامران ملعون را کشته ام و خیالم کمی راحت شده و شما هم چنان دارین با اخوت و مهربانی و سکوت اعتراض می کنید! ناز بشید الهی !

راستی ، بنده پنج شنبه دارم تشریفاتم رو می برم انقلاب خرید کتاب ! بعدشم میرم از ایستگاه آزادی سوار تاکسی میشم ! این مسیر و خیابون های اطراف را هم احتمالآ پیاده بروم چون می خواهم جوراب بخرم ! گفتم اگر بقیه هم قصد خرید جوراب دارند پنج شنبه بیایند ! اگر هم جای دیگری جوراب های بهتری می فروشد بی زحمت اطلاع دهید . بنده دقیقآ نمی دانم کجا جوراب های  خوب دارد و صرفآ بابت حدس و گمانست که دارم می روم آنورها پی جوراب ! چه کار کنم که هنوزم همانی هستم که با اخوت و مهربانی و پیاده روی اعتراض می کند ! ناز بشم الهی !

****

پ. ن ها :

بنده با تحریم پیامک ها کاملآ موافقم . اگه هم تو پست قبلی حرفی زدم ، به مثال کارگزاران گاورنمنت  اشتباه خورده ام . جدا از دلایل خس و خاشاکی برای تحریمش ، بنده هنوز زخم خورده ی سی هزارتومان از قبضم هستم که سری گذشته این پیامک ملعون به خود اختصاص داده بود!

...

کامنتدونی()        اتصالات        یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸ - رها