آیا مرا قبری هست ؟!

دوست داشتم هفتم خرداد آپ کنم که متاسفانه نشد . هفتم خرداد سال پیش " یعنی دقیقآ یک ماه تا کنکور "  فاز آخر درس خوندن رو شروع کردم . روزایی که از یازده و نیم دوازده ظهر شروع میشد و به چهار و نیم ، پنج صبح ختم می شد . استرسی که تموم اعصاب آدم رو متلاشی کرده بود . یه سری آدمایی که لازم بود نتیجه ی خوبی نگیری تا با حرفاشون دیوونه ات کنن . همونایی که وقتی رتبه ات چیزی شد که انتظارش نمی رفت ، اصلآ به روی خودشون نیاوردن . حالا یه سال از اون موقع گذشته و من از هفته ی اول مهر فهمیدم که اشتباه اومدم. از همون ابتدا یا دنبال حذف ترم بوده ام یا تغییر رشته و مرخصی و به هیچ جا نرسیده ام . حالا که یک سال از اون هفت خرداد گذشته می بینم که اون ترس همیشگی بی دلیل نبود . من نباید سراغ چیزی می رفتم که منطقم تاییدش می کرد . حالا می دونم که حماقت فقط این نیست که بنده ی احساست بشی ، بنده ی عقل و منطق و دو دو تا چهارتا شدن هم حماقته . و چه بد حماقتی !

/ 19 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستونک

به آرزوها و رویاهایی که دیگرانی داشته اند و اغلب ناکام که حقوق رنگ وارنگی بر گردن و گرده ام داشته اند. آدم یک بار زندگی می کند آنهم برای شخص خودش و دل خودش ! دندانپزشکم حین یک نوبت اورژانسی که برای دوستی گرفته بود می گفت : خانم ها دندانشان چرک می کند عدا یا موقع امتحانات ترم یا هنگام زایمان! گمانم این را هم قوانین تیلورر باید اضافه کرد. آن حدیث بالا هم سنگ لوح اولین برگ کتابی است غریب. جسور مفرد و موفق باشی[لبخند]

یکارمندانشجو

سلام بر رهای عزیز خواهر زاده ی گلم! انگار خوب نیستی زیاد! رها جان فوق العاده می نویسی! سر این که می خواهی با یک پرادو سوار اشنا شوی کلی خندیدم ولی جون خودم ما کللن خانوادگی شانس نداریم ! یارو بچه ی باغبون صاب ماشین از اب درمیاد که حین شستن کف باغ سویچ رو ماشین وسوسش کرده و زده به چاک جعده و بعد هم رهای ما! باور کن! مواظب خودت باش!

پور پدر

شما عجالتا دندان را سامان دهید پس به وبلوگ! رسیدگی نمایید!

پور پدر

و اکنون بعد از مطالعه ادامه مطلب شما دریافتیم که شما هم از همان مارک شکری تناوب فرمودید که بنده فلذا توصیه من به شما این است که بقیه شکر هایی که بنده میل کردم رو میل نکنید و سعی کنید به سرعت هر چه تمام تر از شر دانشگاه خلاص شوید این توصیه جدی بنده به عنوان برادر بزرگتر بود حالا خود دانید!

ديكتاتور كوچك

اغفال شدن در اين مورد واقع موضوع ستميه! چه كار عقل و خرد باشه،‌چه كار دل و علاقه ، چه كار رفيق ناباب! به هر حال از خداوند بزرگ براي شما آرزوي بيرون آمدن هر چه سريعتر از حچل مي نماييم. (آمين)

مرجان ترنج

سلام خوشحالم که وبلاگتون رو میبینم موفق باشی به من هم سر بزن ...

هستونک

هنوز متقاعد نشدم که بدم یا نه ! اگر شدم در مورد کی اش هم فکز می کنم! شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش ! چراکه : کفاف کی دهد این باده ها به مستی ما ؟!

سیندخت

من چه دیر اومدم. ببخشی. زودتر میرفتی پیش یه دندونپزشک که دردت تموم بشه خانوم گل. درس هاتو خوب بخون. زودم برگرد[ماچ]

شوکول

یعنی که چه ؟!‌هیچ کدام از این ها دلیل نمی شود ![عصبانی] ولی خب چون حدس می زنم 5 روز دیگه آپ می کنی زیاد دعوات نمی کنم !![نیشخند][چشمک]