یــــــــــــــــــــــلدا خورون!

شب یلداهای شما رو نمی دونم. اما شب یلدای ما این طوریه که یه شبه ، جماعت شوهر خواهران محترم مثل دسته ی کروکودیل ها روونه ی خونه تون میشن در حالی که آبجی خانوما و کودکانشون هم بهشون اتچ شده اند!  و جالب هم این جاست که به صورت یه برنامه ی کاملآ سیستماتیک خود را ملزوم می دانیم که به محض جمع شدن جماعت ، حالا چه ساعت شش باشد چه دوازده نیمه شب ، اول میوه بخوریم ـــ به جز حضرت هندوانه ــ ، بعدش در حالی که هنوز معده مون نفهمیده چطوری می تونه انار و پرتقال و سیب و خرمالو و انگور رو همزمان هضم کنه ، بساط آجیل رو میاریم وسط و بعدش بدون هیچ وقت تنفسی ، سفره ی شام پهن میشه و در آخر هم حضرت هندوانه با احترام تمام قاچ می شود و ما آخرین بخش برنامه رو هم در کمال سیستماتیکی اجرا می کنیم !

و یلدا خورون تمام می شود . می خواد ساعت هشت شب باشه ، می خواد ساعت دو نیمه شب !

یعنی ما بر خود حرام کرده ایم اگه یلدایی بیاد و ما این برنامه ی سیستماتیک رو پیاده نکنیم ! البته اختتامیه اش چای لیوانیه که عاقلانه اش اینست که با نبات صرف شود!

واسه همینه که ما هر طوری فکر کردیم دیدیم یلدا نیست و یلدا خورون است و البته این عبارت پرداخته ی سلول های نیمه خاکستری یکی از آبجی خانوم هایمان هست !

امشب هم این برنامه ی سیستماتیک داشت به صورت مو به مو اجرا می شد که در کمال تاسف مرحله ی آخر با نقص مواجه شد و حضرت هندوانه ی مان بی پدر مادر از آب در آمد و ما نتوانستیم حضرت هندوانه را نوش جان کنیم و کلهم اجمعین حالمان گرفته شد و کلی سلام ویژه خدمت خواهر و مادر و عمه ی هندوانه فروشه عرض کردیم و از حرصمان چای را هم با نبات صرف نکردیم !

همین بود محفل آریایی مان ! یلدایی شدیم امشب را هم ! شما هم یلدایی باشید !

 

پس پشت پا نوشت :

باز هم گلی به جمال جماعت دانش آموز که وقتی می بینند یک روز کاری  بین دو تعطیلی  وجود دارد ، اون روز رو هم تعطیل می کنند و خجالت بکشند جماعت دونشجوی ارواح دمباشون پوینده و جوینده ی دانش که نکردن اون چهارشنبه رو که افتاده بود بین عید قربان و پنج شنبه که آف است ، تعطیل نمایند. ما که دیگر حق غیبت نداشتیم و رسمآ هر چه میشد پیچاند را پیچانده بودیم ! هر چه ناله و جلز و ولز کردیم که خبر مرگتان متحد شوید که چهارشنبه نیاییم هیچ کس قبول نکرد . چهارشنبه را هم که کاملآ آویزان بلند شدیم رفتیم دونشکده دیدیم که یاللعجب ! در حد اول هفته جمعیت به چشم می خورد . دریافتیم که تو این دونشکده ی خراب شده خیلی فرق نمی کند سال صفری باشی یا نه . در کلهم احوالاتت ندید بدید هستی !

حالا که دیدیم دانش آموز جماعت پنج شنبه را تعطیل نمودند ، به شدت دمبمان بسوخت و نتوانستیم دم بر نیاوریم و چیزی حواله ی جماعت دونشجو نکنیم !!!

/ 7 نظر / 3 بازدید
فاطمه

واقعن یلداخورونه ولی به دور هم بودنش می ارزه ! من فکر می کنم باید یه روز ببینمت و برا منفجر کردن این ندید بدیدستان ها تدبیری بیندیشیم!! Do you agree jigar؟![چشمک]

سارا

دقیقا یلدای خونه مارو توصیف کردیا! البته توی خونه ما تقریبا هر2شب 1بار این مراسم برگزار میشه.خصوصا این لشگر کروکودیل ها که دیگه..........دست رو دلم نزار!!!

سعید t

مگه 5 شنبه ها کلاس دارید.ما همیشه 5شنبه ها تعطیلیم.

Alia

يلداي ما خوب همش به خوردن نگذشت يكمم نفس كشيديم ولش ما مثكه اين قسمت رو فراموش كردين!

Alia

همين الان يه آرم صاايران بذار تو وبلاگت بزنم به تخته معيار تمام و كمال " هر روز بهتر از ديروزي"!

آرمین

مرسییی مرسیییی خیلی قشنگ نوشتی خیلی حال کردمممم[گل][دست]

نمی دونم اسمم و چی بگذارم:d

قشنگ بود...شایدم زیادی قشنگ...[چشمک]