برگی از دفترچه خاطرات یک شتر

ما  آمدیم کارشناسی بخوانیم ،  مملکت پکید.

قصد کارشناسی ارشد کنیم احتمالآ جنگ جهانی سوم راه بیفتد.

زبانمان لال، نیت دکترا کنیم هم اسرافیل یادش می افتد در صورش بدمد*!!!

* و بانگی آسمان و زمین را فرا میگیرد که " بندگان عزیز، شما مقابل دوربین مخفی بودید! "

 

 

اصلآ من نمیدانم...

شترها را چه به کسب علم واقعآ؟!

/ 9 نظر / 3 بازدید
کرگدن

اختیار دارید ! نفرمائید اینطوری ! ضمنن این مشاهده یادداشت خصوصی دیگه چه صیغه ایه اونوخت ؟!

بهزاد

بالاخره هرکی یه پیشونی نوشتی داره!!!!![نیشخند]

شوکول

اتفاقا شترها خیلی کارآمدن. تو کوهانشون ذخیره می کنن چون! نیازی به جزوه هم ندارن! (آف لاین می خونمت رها)

هانیتا

سلام. خوبی؟ حالا چرا هی به خودت میگی شتر! [سوال][نگران]

هانیتا

از اونجایی که 1. ز گهواره تا گور باید دانش جویید 2.و چون همه ی موجودات من جمله جن و انس و نباتات و بلانسبت حیوانات, مجبور به خوابیدن در گهواره و گور هستند =>طبق فرض1و 2 وظیفه شونه که دانش بجویند[خرخون]

سارا

ای بدجنس!نکنه 4سال پیش که معجزه هزاره سوم اومد سرکار , تو داشتی کاردانی میخوندی؟؟[متفکر]

میثمک

مطمئنی فقط می خوای درس بخونین؟!!!

افشین سلحشور

ای کاش ما کچل بودیم اما ملاحت قلم شما را داشتیم! ارادت داریم.

Alia

یه زحمتی بکشید جهشی بخونید این چندتا مقطع رو ، بدجوری این دوربین مخفی دارد کنفمان میکند!