رهای سه کلمه ای

این روزها در سه کلمه تعریف می شوم:

مترو

کوله پشتی*

دونات**

* به سنگینی خورجین خر ملانصرالدین

** مترو سواراش دونات دو تا پونصدی و پنج تا هزاری رو به خوبی میشناسن!

----------------------------------

چهار کلمه ای اگر بشوم، یقین بدانید که کلمه ی چهارم آدامس های دکتر زایلیتول است!

-----

از وبلوگچه ی یک سال و سه ماهه ام بدم آمده. می خوام برم حوالی پرورشگاهی جایی ولش کنم یکی دیگه به فرزندی قبولش کنه !

/ 4 نظر / 3 بازدید
هستونك

سلام اين جويبار لوزي مربع هاي بنفش رو سه ساله و انديه مي بينم زير نوشته هات مي چرخن و ميچرخن و ميرن اما عجيبه كه گوشه هاشون ساييده نشده و گرد نشدن! اگر گرد بشن راحت تر و روون تر جريان پيدا مي كنن! يه روز استادمون بهمون گفت : مثل سنگريزه هاي ته جوب اين چند سال ساييده شدين و گرد و سليس شدين. ديگه گوشه هاي تيزتون زياد همديگرو خراش نميده! ... اما اينطور نشده بود!!! نمي دونم چرا يهو ياد اين خاطره افتادم و گوشه هاي لوزي هاي سه سالت توجهمو جلب كرد. شايد از ترس پرورشگاه ! داستان بچه مردم آل احمد رو خوندي؟ مدتي نمي نوشتي و فكر مي كردم كه نمي نويسي! الان كه اومدم ديدم اوهه چقدر نوشته هاي نخونده داري! حوصله ات هم از كش اومدن غيبتات هم اينجا هم اونجا معلومه كه آب رفته! يه تغيير قالبي چيزي بده شايد روحيه ات رو عوض كرد! روند تغييرات بيرون اينجا كه خيلي كند و رو به وخامت. تو يه تغيير خوب بخودت بده!

Alia

البته در هرکدام از این کلمات کلی کلمه از نوع سوژه هست. علی الخصوص در همان اولی.

شوکول

دوس داری وبلاگت چه جوری باشه؟