و باز هم هلدونی !

عجب تفریحی است هلدونی سواری ! عجب حالی می دهد ! اساسآ  fun است ! به جان خودم نباشد به جان این وبلوگچه که هنوز به سن تکلیف نرسیده و طیب و طاهر است !یعنی هفته ای حداقل یک بار سوارش بشوید و enjoy yourself !!! مرا که می بینید داستان های عاشقانه، دعواهای زن و شوهری و خاطرات تلخ و شیرین حداقل ٧۴ درصد بانوان تهران و حومه را می دانم ! بدون هیچ گونه محدودیت سنی ...بدون هیچ گونه سانسور! آیدیو و ویدئو هر دو در دسترس ! کیفیت دی وی دی !

:

پانزدهم فروردین .  هلدونی به سمت کرج

یک سرکار خانوم خجسته ای دارد با تلفن همراهش گفتمان می کند . ما هم اصلآ حواسمان پیشش نیست ! سرمان هم گرم کار خودمان است ! صدایش کاملآ مشعوف به گوش می رسد :

امسال عید دیدنی شایان منو ماچ کرد!

در این لحظه ما ترجیح می دهیم حواسمان پی کار خودمان نباشد ! کلهم گوش شده ایم تا دریابیم این شایان بی تربیت دیگر چه کارها کرده است وقتی آمده عید دیدنی ! سرکار خانوم ادامه می دهند :

آره...هیچ وقت منو ماچ نمی کرد ها ...به مامان گفتم !

" والا ما تا حالا فکر می کردیم فقط اساتید دروس عمومی نقش آبگرمکن را ایفا می کنند. گویا برخی والده ها هم گهگاه آبگرمکن می شوند ! "

خلاصه نمی دانیم طرف پشت گوشی چه برگشت گفت که نازگل بانو کاملآ حق به جانب پاسخ داد :

نه بابا ! شایان جای برادرمه !

خب در این جا ما نفس راحت می کشیم ! همین که سرکار خانوم برگشتند گفتند که این شایان جای برادرشان است خیال ما راحت شد ! ایشالا هر روز برایشان نوروز باشد و شایان بیاید عید دیدنی ! از صبح تا شب هم هی عید را به همدیگر تبریک بگویند ! خیلی دلمان می خواست به بانوی گرامی بگوییم فقط بی زحمت اگر این بار تبریک سال نویشان به درازا کشید لطف کنند گزارشش را داخل هلدونی آن هم با صدای بلند ارائه نفرمایند ! آخر هر چه باشد یک عفیفه خانومی هم در هلدونی حضور دارد ! خجالت می کشد آخر ! سرخ می شود آخر ! چه اوضاعیست آخر ؟! مگر شما غذای سلف را نمی خورید آخر ؟! ای بخورید آخر !

مرسی نوشت :

ممنونیم از شایان که با عید دیدنی مفصلش ، یک پست را جور نمود ! ایشالا هر روز برود عیددیدنی !

پیام پست نوشت *:

هیچ وقت در هلدونی با صدای بلند حرف نزنیم ! نه تنها خز است بلکه وقتی به بیان خاطرات می رسد ، جیز هم می شود !

* این پیام نوشت را قرارست برخی از پست ها داشته باشند که کاتبه ی وبلوگ خیلی هم احساس هجویت و هزلیت نکند !

 

 

/ 20 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نصرا...خان

فی الواقع این فقره ی مطهره ی ماچ تومانی هشت ریال با فعل قبیحه ی بوسه توفیر داشته حسنه ی فراوان دارد، خاصه اگر فی الباب امور عیدانه باشد.[متفکر]

فرانک

ایول هلدونی!!!نمیگن اونجا خونواده رفت وامد میکنه!!![قهقهه] عجیب با سبک نوشتنت کیف میکنم[چشمک]

مدیکوس

شایان منو ماچ نکرد![شرمنده] ولی من و دوستام همیشه با صدای بلند تو اتوبوس حرف می زنیم.ارزش کار ما رو فقط خدا می دونه! می دونی با حرفامون تا حالا پست های چند وبلاگ رو جور کردیم؟!!![نیشخند]

یکارمندانشجو

گوشارو درویش کن خاله جون! به پیسی افتادم رها ! نه وقت دارم نه اینترنت!

سیندخت

خانوم پرفسور, یعنی درس می خونی وقت نداری بیای بنویسی. امیدوارم سلامت باشی, حالا تحمل می کنیم نیومدنت رو [ماچ]

کرگدن

چه قلم کولاکی دارید بی تعارف ... خیلی حال کردیم و لذتش را بردیم ... اصولن فاطمه بانو ( یکارمندانشجو) دوستهایشان هم مثل خودشان با کلاس و باحال و خواندنی اند ! لینکتان را با افتخار افزودیم و شدید 175 مین دوست دنیای مجازی کرگدن !!

وحید باقرلو

سلام و عرض ادب و تبریک سال نو رها جان ما دیگر چشم و گوشمان باز است! اگر ماجرای شایان ادامه داشته بگو، خیالی نیست...!!!

پسر شاهزاده

[خنده] چه بی عرضه ! اگر ما بودیم چنان تبریکی عرض میکردیم که تا سالها کفایت کند !

علی خروس

سلام دوست عزیز با مطلب تازه ای درباره روز ارتش یا ولخرجی های اسلامی به روزم حتما بیا تا تو هم قضاوت کنی