سیزده به در ها - از دیروزها تا امروزها :

هفت هشت سالمه. صبح زود از خواب بیدار میشم. رو نوک پنجه بلند میشمو سرمو از پنجره می برم بیرون. یه عالمه ماشین که سبزه گذاشتن رو سقف یا رو کاپوت و صدای بلند و شاد آهنگایی که تو فضای ماشین پیچیده تا تو خیابون هم میاد و میرسه به خونه ی ما. میگم بریم سیزده به در و مامان میگه شاید علی اومد بردتون. هی میگم و هی میگه علی میاد و میرید بیرون. علی نمیاد. شب میشه. ماشینا دارن برمیگردن. بدون سبزه این بار. اما هنوز صدای آهنگای بلند و شادشون میاد بیرون و میرسه خونه ی ما. پنجره رو میبندم. میرم گوشه ی پذیرایی کنار گلدون. مثلا قهر کرده ام. گریه می کنم.

یازده دوازده سالمه. دیگه نیازی نیست رو نوک پنجه ی پا بلند بشم تا خیابون رو ببینم. ماشینا دارن میرن سبزه هم یا رو سقفشونه یا روی کاپوت. مامان میگه شاید بریم. عصر صدایم میزند. میروم حیاط، پیش بقیه. دارن کاهو سکنجبین می خورن. کوکو سبزی هم درست کرده اند. دلم گرفته ولی قهر نمی کنم. کاهو سکنجبین می خورم با کوکو با آجیل و میروم پی کارم.

چهارده پانزده ساله ام. صدای آهنگ های بلند شاد میپیچد تو اتاق. عصرش بلند میشوم برای خودم میروم بیرون. اطراف خانه میگردم. بیش تر دلم می گیرد. آنهایی که رفته بودند سیزده به در دارند بر می گردند و چقدر چهره ی شان با من عبوس کلافه متفاوت است.

هفده هجده ساله ام. بدم نمی آید یک سری بیرونی جایی بروم. منتظرم ببینم امسال چکار میکنند. خودشان که نمیروند هیچ، خواهرها هم جایی نمیروند و می آیند پیش ما. صدای جیغ و داد بچه هایشان تا آخر شب دیوانه ام میکند.

بیست و یک ساله ام. ده و نیم بیدار میشوم. حتی پنجره را هم باز نمی کنم. از دیروز گفته ام که حتی اگر هم بخواهند خلاف عادت جایی بروند، من یکی از خانه بیرون نمیروم. مشق هایم را مینویسم و وبلاگ آپ می کنم، هی.

/ 1 نظر / 3 بازدید
مهشید اخوان

این متن و یه ناشناس برام فرستاده: به امام زمان دختری هستم از خوزستان که پزشکان از معالجه ام ناامید شدند شب در خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلویم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به 20 نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد، مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد 20 میلیون بدست آورد، به دست کسه دیگری رسید عمل نکرد پسرشو از دست داد اگر به بی بی زینب اعتقاد داری این پیامو برای 20 نفر بفرست 20 روز دیگه منتظر معجزه اش باش ( به امید شفای یاسر )