توسعه یافته می شویم!

چهارشنبه . کلاس صد و خرده ای!

کلاس استاد مارسلا فرانک *

یکی از هم ورودیات مقابل  تخته ایستاده و احتمالآ فقط برای خودش و  جناب مارسلا خان جملاتی بلغور می کند . ما در حالی که روی صندلی نیمه دراز باش می باشیم کله ی مان متصل به سمت پایین خم می شود و می ترسیم خرخرمان به هوا رود . 

بیچاره در طی صحبت می گوید :

" در کشور در حال توسعه ی ما ....."

ناگهان مارسلا خان از جا می پرد :

- چرا  در حال توسعه ؟! ما دیگه توسعه یافته ایم !

در این لحظه چرت ما پاره شده . در حد وزغ چشم و چارمان گشوده و به مارسلا خان خیره می شویم .  همه خیره شده اند . مارسلا خان ادامه می دهند :

- مگه ماهواره ی امید رو فراموش کردین؟!

کلاس  پکیده می شود ...اگر می دانستیم با یک امید به فضا فرستادن ایران " توسعه یافته" میشه , زودتر از این امید های موجود در کوچه خیابان و فامیل و خونه ی همسایه را حواله ی فضا می نمودیم ! 

* این مارسلا فرانک خان , همانی است که به ما داده هجده و نیم ! ما هم یه جورایی نمک گیر شده ایم و بهش نمی گوییم استاد اسکله ! اسمش را گذاشته ایم مارسلا فرانک که نام نویسنده ای است که کتابش را در کلاس ایشان می خوانیم و لازم به ذکرست که کتاب برای سال 1986 است ! یعنی وقتی که هنوز رها رها پور رها آبادی دربست بغل جبرئیل نشسته بوده و تخمه می شکسته تا نوبت تولدش برسد!

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
سارا

انرزی هسته ای حق مسلم ماست...!!!!

یکارمندانشجو

ای ول! چیه خود فروخته ی غربزده ! هنوز باور نداری توسعه یافتگیمونو؟! هرچی می کشیم از دست از خود بیگانه هایی شبیه شماست! (تکبیر)

مدیکوس

ما هم یه چند تایی امید سراغ داریم اگه لازم شد دستور بفرمایید[گاوچران]

Alia

از قديم الايام فرموده اند كه شتر در خواب بيند پنبه دانه! ان شاا.. كه روياي توسعه يافتگي ايشان هم به تحقق بپيوندد!