من گوسفندم ! شما چطور ؟

این دو سه روزه را در بی اعصابی و بی حسی محض می گذرانم . مجوز خروج را تنها وقتی می توانی از پدر و مادر محافظه کار من بگیری که امتحان را بهانه کنی . از همان دوشنبه امتحانات مان به کلی لغو شده . تنها مزیت دانشجوی این دانشگاه بودن همین است . سطح علمی اش که قربانش بروم در حد چغندر است ، اما حداقل این جور مواقع خیالت راحت است که مجبور نیستی  با درس و امتحانات هم سر و کله بزنی و بیچاره تر از اینی که هستی ، شوی .

صدا و سیمای لعنتی  شورش را در آورده . در عین پررویی یک اسگل را برداشته آورده جلوی دوربین که خودش را به نام یکی از شهدای کوی معرفی کند و بگوید هیچ مرگش نشده . مضحکش اینجاست که می گوید اصلآ من تو رباط کریمم ! آدم حالش بهم می خورد . پس اون مردک بی کفایت " ف. ر " از دوشنبه راه افتاده بوده تو رباط کریم دنبال بدل اون دانشجویی که شهید شد می گشته .

اصلآ می بینی در کمال پررویی آمده اند داخل بیمارستان و آنهایی که به قول خودشان مجروح آشوب های اخیرند طوری حرف می زنند که یاد گزارش های آبدوغ خیاری چهارشنبه سوری می افتی . یک موجود آف را آورده اند ، یک لباس سیاه هم تنش کرده اند که این از بستگان نزدیک یکی از کسانی است که فوت  شده . حرف که میزند احساس میکنی به جای یک " نفر آدم " واقعآ یک " راس گوسفند " شده ای و خودت خبر نداری .

.

/ 29 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
*pegi

رها بیا یه چیزی بنویس اینجا دیگه [ناراحت]

شوکول

یعنی پست بعدی چه خواهد بود ؟!

سیندخت

نه رها جون من دانشگاه آزادم. اونجا از این خبرا نیست و پایان نامه م رو باید زودتر آماده کنم.

سیندخت

احتمالا پست بعدی این خواهد بود, ما هنوز هم گوسفندیم[نیشخند] هنوز همون گوسفند فرض مون کردن [خنثی]

یابو سوار!

یادم اینجا از این بی حوصلگی ها باشه...! همچنان گوسفندیم!شما جطور ؟ منو میشناسی ؟ تنالدیم[گل]

*pegi

اندکی صبر، 3شنبه نزدیک است [نیشخند]

انار سبز

آقا اجازه ما با سین دخت موافقیم بع بع بع [نیشخند] از اون جایی که کامنتدونی بالا غیر فعال بود من مجبور شدم بیام اینجا هم ژستش رو بخونم هم بنویسم.[پلک] دیگه ببخشید

سیندخت

رها جون خوبی؟

*pegi

صبر ما اندازه صبر خدا نیستااااا کجایی؟؟ خوبی؟؟